عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 44
طبقات الصوفية ( فارسي )
خانقاه بنشاندند ، از روايات شيخ عمو در طبقات الصوفية است 16 . شيخ عمو خلف مغربى را نيز دريافته بود ، چند بيت از اشعار او براساس روايت شيخ عمو در طبقات الصوفية آمده است 17 . باب فرغانى نيز از مشايخى است كه شيخ عمو به زيارت و صحبت وى نائل شده است و به هنگام حملهء سركب به شهر ، شيخ عمو در خانقاه باب فرغانى بوده است كه كسى مىآيد و از باب مىخواهد تا دعائى كند . باب كه بر كنار آتشدان نشسته بود آفتابه را با پاى خود مىزند و مىگويد « افگندمش » و همانگاه سركب بر دروازهء شهر از اسب سرنگون مىشود 18 . از گفتگوى پير هرات با شيخ عمو معلوم مىشود كه وى ابو على سپاهانى را نيز ديده و از وى براى خواجه عبد اللّه انصارى حكايت كرده بود 19 . شيخ عمو ليث پوشنجه را نيز ديده بود و نه تنها داستان ياران ليث پوشنجه را پس از مرگ او براى پير هرات نقل كرد بلكه او را بر سر گور ليث پوشنجه و ياران او در خدابان برد و گور يكيك آنان را به شيخ نمود و احوالشان را بيان كرد كه سخت مورد پسند و خوشآمد خواجه عبد اللّه قرار گرفت 20 و همچنين شيخ عمو دربارهء بو عبد اللّه دونى و اصحاب او و ابو الحسن طزرى و روش آنان اطلاعات سودمندى به شيخ الاسلام داد 21 . داستان قحطى مكه و زن خواستن صوفيان از جمله شيخ احمد جوالگر و تنها نان خوردن او ، چه در مكه و چه در خراسان ، از مجموعه اطلاعات شيخ عمو كه شيخ احمد جوالگر را ديده بود در طبقات الصوفية راه يافته است 22 شيخ عمو بو على دقاق را نيز ديده بود و در مجلس او حضور يافته بود 23 . بدون ترديد آنچه كه در بالا نقل شد تمامى اطلاعات شيخ عمو نبوده است ، موارد فوق آنهائى بود كه پير هرات بدانها تصريح كرده است ؛ و از اين همه برمىآيد كه شيخ عمو بسيارى از مشايخ زمان خويش را ديده بود . اهميت ديدار مشايخ نكتهايست كه بارها در طبقات الصوفية چه از زبان پير هرات ، و چه از زبان پيران و مشايخ ديگر ، بر آن تأكيد فراوان شده است . مشايخى كه شيخ عمو ديدار و صحبت